چهل روز گذشت
30 شهریور 1405 توسط سمیه حسینخانی
چهل روز گذشت همه آمده اند کوچک وبزرگ ، پیر و جوان ، دخترک از ته دل آه می کشد و گویا پرده ی جلوی چشمانش را گرفته است . جایی را نمی بیند و شانه هایش شروع به لرزیدن می کند و اشک مجالش نمی دهد ، حس می کند شانه های همه در حال لرزیدن است ، او خودش را برای ه… بیشتر »