• خانه 

یک دل عاشق

07 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی
یک دل عاشق


هر کس نداند فکر می کند که دربین کتابهای که دارم طلایی ،گنجی ،دارم که اینقدر به آن‌ها دلبسته هستم، چه کنم؟! من هم دلبسته کتاب‌ها و دفتر هایی هستم که حاصل تلاش علمی و در س خواندن هایم در طول سالیان زیادی بوده است…
شروع آشنای ام با حوزه از دوران نوجوانی بود ، زمانی که مدرسه ها تعطیل می شد تو اوقات تابستان تو کلاس های آموزشی مجموعه فرهنگی _مذهبی ثبت نام می کردیم، مربیان خوش برخورد و توانمند داشتند و ارتباط خوبی با بچه ها بر قرار می کردند تو لابه لای آموزش ها برنامه های دینی و مذهبی هم برای بچه ها داشتند، با آرامش خاص سوالات بچه ها را پاسخ می دادند. تو مناسبتهای مذهبی هیات های خوبی با حضور اساتید مطرح بر گزار می کردند. چیزی که واضح بود، تعارف نداشتند تو پاسخ‌گویی ؛ به دنبال این نبودندند که حرفی بزنند که خوشمان بیاد. تو دهه های محرم و صفر ،ایام فاطمیه بهمراه خواهرم تو برنامه ها حضور داشتیم . بعدها همان مجتمع موسس یک حوزه علمیه شد و از بین جوان های مستعد که دیپلم داشتند جذب طلبه داشتند بعد از گرفتن دیپلم آزمون کتبی ورودی حوزه شرکت کردم برای مرحله اول که پذیرفته شدم مجدد برای آزمون کتبی مرحله ‌ی دوم هم شرکت کردم و پذیرفته شدم و بعدهم مصاحبه ، مکان حوزه بسیار معنوی بود. اسم مدرسه نام مکانی بود که وقتی اسمش را می بردی ، یاد مزار چهار امام غریبی می افتادی که تو آن غریبانه دفن شده بودند. ورودی حیاط پر از درخت و باغچه های پر از گل بود، وسط حیاط یک حوض پر از ماهی بود، چهار کلاس درس داشت ، بعد ها مکان ارتقاء پیدا کرد و یک جایی وسیع با تمام امکانات و تجهیزات ساخته شد… یک روز زنگ استراحت، کتابی را تو دست یکی از بچه ها دیدم که با کتاب هایی که خوانده بودم فرق داشت،گفتم: وقتی تمام شد، بده من هم بخوانم. چند روز بعد ، کتاب رسید به دستم و مطالعه کردم ،تجربه جالبی بود. کتاب‌های زندگینامه شهدا بود این کتاب‌ها را یک روزه می خواندم نکته جالبش این بود که این‌ شهدا هم مثل ما زندگی کرده بودند .از آن به بعد هر وقت می دیدمش کلی کتاب دستش بود، حسم این بود که کتاب ها را برای من می آورد، چون خودش که می توانست تو خانه کتاب بخواند و لزومی نداشت آنها را بیاورد حوزه، که وقت برای خواندنشان نداشت . برخی کتا ب های عقلی و استدلالی و بعضی هایشان هم دلی بود . با بچه ها تو کلاس دور همدیگر جمع می شدیم با همدیگر مباحثه می کردیم ، کتابخوانی داشتیم.با همین بچه ها رفتیم اردو توجیهی دو روزه تو یک مکان زیارتی ، اردویی که از اساتید مطرح کشوری دعوت کرده بودند . یک دوره آموزشی برای آشنایی با هدف طلبگی و آشنایی بیشتر با فضای طلبگی و حوزه بود. تو همین اردو با دوستانم بیشتر آشنا شدم ، همراه ما خانمی بود که همه بچه ها به او احترام می گذاشتند. خیلی با او راحت بودیم . یکی دوبار که با همدیگر حرف زدیم، احساس کردم که حرف هایش با بقیه فرق دارد.خیلی صمیمی و همدلانه صحبت می کرد. می گفت: وقتی رفتی حرم برو یک گوشه بنشین و با امام زمانت حرف بزن ، با خدا حرف بزنید،یک عالم بزرگ فرمودند: انسان خوب است شعور طلبگی داشته باشد نه شور طلبگی. داخل حرم همه بچه ها می نشستند توی صحن ، رو به گنبد ، اشک هایشان نرم نرم سُر می خورد روی صورتشان ، انگار هیچ چیز و هیچ کس را نمی دیدند ، خودشان بودند و خدای خودشان . حس و حال عجیبی بود، بغض گلویم را گرفته بود . حس خوبی از آرامش پیدا کردم . به هیچ چیز و هیچ کس فکر نمی کردم ، فقط من بودم و همان حال خوشی که برایم چندان غریبه نبود . با خودم فکر کردم که باید تصمیمم را بگیرم؛ کار آسانی نبود ، باید خودم را برای خیلی از چیزها آماده می کردم و این تازه اول راه بود کشش و رغبتم به خدا بیشتر شده بود . با خودم عهد کردم که نماز صبح هایم را مرتب و سر وقت بخوانم. بعدش هم دعای عهد بخوانم و زیارت عاشورا . آرام آرام داشتم جدی تر به این مو ضوع فکر می کردم ، به مسیری که تو آن قدم گذاشتم و اینکه فقط یکی هست که ارزش این را دارد که حواسم هر لحظه به آن باشد و آن هم فقط خداست . اگر دستتان را بدهید به بزرگترتان ، آن هم طوری راه را نشانت می دهد که خودتان هم باور نداشته باشید.

#مدار_نوشتن
#خاطره_گردی
#به_قلم_خودم
✍ سمیه حسینخانی

شرایط سخت

07 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی


یادش بخیر گذشته ها برای مرور یک خا طره باید آلبوم خانوادگی را ورق می زدیم و با دیدن یک عکس کلی ذوق می کردیم و یک عالمه برای آن لحظه و مکان که تو عکس ثبت شده بود حرف ناگفته داشتیم،در حال حاضر برای یادآوری خاطرات گذشته می بایست به گالری گوشی پناه بُرد، تازه آن هم اگر حافظه ی گوشی یاری کند و مجبور نباشیم برخی از عکس ها را برای آزاد سازی حافظه گوشی حذف کنیم.گالری گوشی را باز کردم …

از چند تا پله سنگی پایین میام و یک جاده خاکی را به سمت سراشیبی انتهای باغ با احتیاط قدم بر می دارم، برای حفظ تعادل سبد حاوی فلاسک چای و لیوان و خوراکی های را که در دست دارم با قدرت نگهه می دارم. توی مسیر باغ، هنوز اثری از گیاهان و گلهای خودرو ی خشک شده پارسال که محکم زمین را بغل کردند دیده می شود،یک قسمت باغ درختان کوتاه قد انار که روی شاخه هایشان یکی در میان میوه ی انار خشک شدِه که چه عرض کنم دیگر پوستی از آنها برجای مانده است رخ نمایی می کند.صدای جیک جیک دسته ای از گنجشکها که روی شاخه های بلند درختان باهم بازی می کردند به گوش می رسید،روی شاخه های عریان برخی از درختها لانه های پرندگان که با هنر و مهندسی غریزی خودشان ساخته شده‌اند خودنمایی می کند.
برخی از درختان تازه جوانه زدند و بنظرم یک لایه حریر سبز کم رنگ روی شاخه هایشان نقاشی شده است.
رفتم انتهای باغ لابه لای درختها روی یک تخته سنگ، قبل از نشستن، مکان اُتراق را خوب واکاوی می کنم که مبادا مزاحم کار کردن مورچه ها باشم، چقدر با انرژی و انگیزه غذای خودشان را به سمت لانه حمل می‌کنند و حتی چند بار از دستشان خارج می‌شود ولی مجدد تلاش می کنند.به اطراف نگاه کردم چیزی نظرم را به خودش جلب کرد. از روی تخته سنگ گیاهی جوانه زده ،خیلی برام جالب بود چند بار دستم را روی سنگ کشیدم نه واقعا سنگ بود از دل سخت سنگ ، گیاهی ظریف و لطیفی جوانه زده بود…

گاهی وقتا
تو شرایط سخت
که قرار میگیری
حس میکنی دفن شدی…
اما در واقع
تو کاشته شدی
کاشته شدی
که جوانه بزنی …

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا
همیشه با هر سختی آسانی هست، ولی با هر‌ راحتی، سختی نیست و این هم لطف خداست.

#مدار_نوشتن
#خاطره_گردی
#به_قلم_خودم
#عکاسی_خودم
✍سمیه حسینخانی

1781709628img_20260617_184428_415.jpg

قاب های ماندگار

07 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی


از دور پیرمرد را می دیدم که با آه و حسرت به عکسها نگاه می‌کرد،با خودم زمزمه کردم :عاشقانی که مدام از فرجت می‌گفتند،عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری…
ایستادگی و مقاومت ملت ایران در مقابل مستکبرین عالم و زیربار زور نرفتن، علت عصبانیت دشمنان است. همان حرف شهید بهشتی که گفته بودند؛به آمریکا بگویید عصبانی باش واز عصبانیت خود بمیر،ملت ایران توانسته است مشت محکم خود را به دشمنان نشان دهد،انقلاب ما به معنای حقیقی کلمه مبارزه ی نور با ظلمت و مبارزه ی حق با باطل بود.توانست هویت مستقل و امید بخش خود را برای ملت‌های منطقه و حتی ملتهای فرا منطقه ای نگه دارد.
امام شهید فرمودند:
فرق ملّت ایران با بسیاری از ملّتهای دیگر این است که ملّت ایران این جرئت را دارد که بگوید آمریکا متجاوز است، آمریکا دروغ‌گو است، آمریکا فریب‌کار است، آمریکا مستکبر است و «مرگ بر آمریکا».
همه ی ما از کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد، فقط یک حرف داریم :
انّا علی العهد لبیک یا مهدی

#مدار_نوشتن
#به_قلم_خودم
#سوژه_هفتگی
✍سمیه حسینخانی

17851030451785054798img_20260726_055232_643.jpg

وحدت مذاهب اسلامی

07 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی

کتاب “وحدت مذاهب اسلامی در منظومه فکری مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله‌العالی” مجموعه سخنرانی های رهبر شهید انقلاب اسلامی پیرامون وحدت مذاهب اسلامی است.استکبار جهانی ایجاد تفرقه در جهان اسلام را به عنوان مهمترین هدف،در دستور کار خود قرارداده است و از ابزارهای مختلف از جمله ایجاد دشمنی، تفرقه و درگیری های فرقه ای و قومی برای برهم زدن آرامش در جهان اسلام بکار می‌برد. برای ایجاد وحدت لازم است روحیه ی برادری و مهربانی در نزد مردم،نخبگان و مسئولین حکومتی و اجتماعی نهادینه شود و دشمنی و سرسختی در مقابل دشمنان اسلام و استکبار را سر لوحه ی خود قرار دهند.خداوند در قرآن کریم می‌فرمایند:((محَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ))(سوره فتح, آیه ی 29)
مسلمانان می بایست با هم متحد شوند و امت واحده را تشکیل دهند.یکی از اصلی ترین شعارهای مردم انقلابی و رهبران انقلاب اسلامی وحدت و اتحاد امت اسلامی بوده و هست .رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای بر وحدت مسلمانان تأکید دارند و محور وحدت را کتاب خدا، سنت پیامبر و شریعت اسلامی می‌دانند. ایشان معتقدند که توحید و اعتقاد به وحدانیت خداوند در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی اثرگذار است و جامعه را هماهنگ و مرتبط می‌سازد.یکی از اهداف نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، ایجاد تمدن نوین اسلامی است که جز با اتحاد شیعه و سنی امکان‌پذیر نیست. این امر نیازمند همکاری همه مسلمانان است.امام شهید در طول بیش از چهار دهه ولایت امری خود پرچم‌دار وحدت امت اسلامی در جهان بودند و هیچ مجلسی نبوده که در آن جمعی از شخصیت های بزرگ جهان اسلامی در آن گرد هم آمده باشند و ایشان سخنی از وحدت امت اسلامی بیان نکنند.

#به_قلم_خودم
#مدار_نوشتن
#گردش_کتابی


✍سمیه حسینخانی

178308561020260703_144820_mfnr.jpg

خونخواهی رهبر شهید

06 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی


هر چقدر تلاش کردیم برای نماز خواندن بر پیکر مطهر شما و خانواده شهید شما برسیم،قسمت نشددوست داشتم بهمراه نمازگذاران تکرارکنم(اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا )… می بایست مسافتی را پیاده می رفتیم ، حال و هوای پیاده روی اربعین داشت، هر چقدرقدم ها را محکم تر و سریعتر برمی داشتیم،ازدحام جمعیت و شلوغی مسیرهای بازگشت از نماز بر پیکر رهبر شهید مانع از حرکت بود.تصور کنید خلاف مسیر رود خروشان بخواهید شنا کنید یا راه بروید سخت است و ناممکن.بالاخره بعد از طی مسافتی و گذشت ازمسیرها ی تعیین شده روی پله ها ی مصلی مقابل جایگاه وداع با پیکر امام شهید و خانواده شهیدشما ایستادیم،از بالا همه جا به رنگ قرمز است و جمعیت پرچم خونخواهی شما را به دوش می کشندوپرچم های خونخواهی و (لثارات الخامنه ای) و( لثارات الحسین) در هوا می چرخد،مشتها گره کرده و همه فریاد انتقام و خونخواهی شما را سر می دهند و با خشم تمام مرگ ترامپ کودک کش وجنایتکار و اسرائیل اشغالگر را می خواهند. ناخود آگاه دستم رو بالا آوردم واز دور،به شما سلام دادم ،سلام آخردر دیدار آخر با شما،دلم طاقت نیاورد،برای همین به سمت جایگاه قدم برداشتم و سعی می کردم به نزدیکترین مکان به شما برسم،دست‌ها ی همه بالاست و با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف )عهدوفاداری می بندند واین تجدیدعهدامت مبعوث با جانفدا ی امت است.تا علم خونخواهی امام شهید،برافراشته شود. جمله‌ی(انّا علی العهدی ) را فریادمی زنند،شانه ها می لرزد،اشکها می لرزد،بغض ها می شکندو دل‌ها غمگین از وداع با شما هستند.در دلم از شما و خانواده شهیدتان حلالیت خواستم،آقا جان ما را حلال کنید،بنا بود ما جانفدای شما باشیم ولی شما جانفدای ما شدید. آقای مظلوم خداحافظ، سفرت بخیر آقای شهید ایران، پیکرهای پاک شمامسافر قم، کربلا و مشهد مقدس است و عاقبت خادم الرضا در آغوش امام رئوف آرام می گیرد،سفربخیر اولین زائر اربعین،سلام ما را هم به حضرت معصومه(سلام الله علیها )، به امام رضا(علیه السلام )، و ائمه نجف و کربلا برسان ؛امام شهیدم مسیرت را ادامه می‌دهیم و این وداع وبدرقه،سرآغاز یک حرکت تمدنی خواهد بود.

#به_قلم_خودم
#مدار_نوشتن
#باید_برخاست
✍سمیه حسینخانی

1783354464img_20260706_192827_255.jpg

1783354464img_20260706_192834_628.jpg

1783354463img_20260706_192831_928.jpg

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

شرف المکان بالمکین

جستجو

موضوعات

  • همه
  • امام شناسی
  • ایمان به غیب
  • بدون موضوع
  • تربیتی
  • جایگاه ولایت فقیه
  • خداشناسی
  • عمومی
  • مذهبی_سیاسی
  • معاد
  • معرفی کتاب
  • نظام_ولایت فقیه

فیدهای XML

  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس