کاش زودتر می فهمیدم
آدم ها تو زندگی شان فصل های مختلفی دارند ،برخی از آن فصل ها مثل بهار تر و تازه و حس شادابی دارند. برخی هم مثل تابستان گرم و پر حرارت هستند. برخی هم مثل پاییز خزان زده و بارانی و برخی هم مثل زمستان سرد و خشن. گاهی وقتها لازم است کمی توقف کنیم،کمی اطراف خودمان را نگاه کنیم ، مسافتی را که پیموده ایم را ارزیابی کنیم و راهی را که در پیش داریم را با چشم باز قدم بر داریم.کاش زودتر می فهمیدیم که برخی چیز ها تو زندگی آدم ها ، آن قدر هم ارزش ندارد که ما خودمان را برای آنها اذیت کنیم . آدم های را می شناسم که خیلی وقت هست از خط پایان عبور کردند ولی انگار مسابقه را از یادبردندوهمچنان درحال دویدن هستند. کاش فراموش نکنیم اگر مسیر اشتباه باشد، نه تنها سرعت زیاد ما را به مقصد نمی رساند بلکه از هدف و مقصود مورد نظر هم دور می کند . اینها را گفتم که بگویم گاهی وقتها یک حرف می تواند تلنگری به ما بزند و ما را بیدار کند و وسط راه با یک تلنگر مسیر ی را که اشتباه می رفتیم را تغییر بدهیم . گاهی وقتها آدم ها مورد بی مهری دیگران قرار می گیرند.گاهی دست رد به سینه کسی می زنیم،گاهی کسی را چنان به زمین گرم می زنیم که توان بلند شدن برایش نمی ماند…ما هم خودمان را می زنیم به بی تفاوتی و بی احساسی!! بخواهیم یا نخواهیم این مشکلات برای همه هست ! حالا نگویید تو هم که رفتی تو این فاز ! تو که حرفهای امید وار کننده می زدی؟! اگر این حرف ها به مذاق برخی خوش نمی آید خوب من هم نمی نویسم ! من هم از این حرف ها نمی زنم ! نمی دانم که شما چه قضاوتی می کنید ؛ گاهی تو تنهایی و تاریکی یک نوری شروع به درخشیدن می کند هر چند که لحظه ای بیشتر دوام نداشته باشد. این را می دانم که چقدر کار هست ، که برای دنیا و آخرت ما کافی است و ما از آنها غافل هستیم! حقیقت این است که اگر انسان خودش را دوست داشته باشد روح و روان خودش را برای چیزهای واهی خراب نمی کند . ترجیح می دهد نه کسی را برنجاند و نه از دست کسی برنجد.
#چالش_احیای_وبلاگها
#روز_دهم
#بنویس_بخوان_دیده_شو
#به_قلم_خودم
✍ سمیه حسینخانی

