• خانه 

با ارزش تر از طلا

15 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی


دبیرستانی که بودم یک همایش تو مدرسه بر گزار شد برخی از بچه ها سعی می کردند که بپیچانند و تو جلسه حضور نداشته باشند، اما مدیر بچه ها را دید و بچه ها را به سمت سالن همایش هدایت کرد، همهمه ی سالن قطع نمی شد. سالن خیلی شلوغ بود.چند بار از بچه ها خواسته شد، سکوت کنند. یکی از معاونین بلندگو را گرفت و با صدای بلند گفت : لطفا سکوت کنید. یکباره سکوتی درسالن حاکم شد. سخنران وارد شد و صحبتش را آغاز کرد.جذاب وگیرا صحبت می کرد. یک بخش از صحبت‌هایش این بود می گفت : وقت طلاست. البته برخی معتقدند که وقت از طلا هم با ارزش‌تر است؛برای اینکه با صرف وقت می توانیدطلا بدست آورید، ولی دقایق تلف شده را نمی توان با طلا خرید.انسان ازگم شدن یک ساعت مچی ناراحت می شود، ولی از گم کردن ده ها ساعت از زمان عمرش ناراحتی ندارد، سرمایه گران بهایی دراختیار شماست، سعی کنید این سرمایه را تو راهی به کار بگیرید که سود اخروی برای شما داشته باشد.شما با هر لحظه از عمر خودتان می توانید چیزی را بدست بیاورید که برای همیشه باشد. روزی یک صفحه قرآن بخوانید ، بعد از یک سال ببینید چه تغییری کردید. بعد از اتمام حرف هایش فهمیدم که چرا بعضی از بچه ها اینقدر قبولش دارند.از آن به بعد رفتم سراغ یک قرآن کوچک که ترجمه روانی داشت ، از آن به بعد هر وقت قرآن می خواندم هر جایش را که دوست داشتم یک خط می کشیدم.

#مدار_نوشتن
#به_قلم_خودم
#خاطره_گردی
✍سمیه حسینخانی

1786136616photo_2016-11-13_14-52-20.jpg

مگر آسمان به زمین می آید؟

13 مهر 1405 توسط سمیه حسینخانی

گاهی برخی از آدم ها سکوت را ترجیح می‌دهند، در حالیکه حقیقت همچون خورشید از پشت ابر شروع به درخشیدن می کند. اما اگر کسی رسالت روشنگری داشته باشد و احساس مسئولیت بکند، نمی‌تواند در برابر ظلم و بی‌عدالتی سکوت کند…
مدرسه، مکانی است برای تعلیم و آموزش و پرورش، نه مکانی برای خاموش کردن صدای حق. اما چقدر ناراحت کننده است که انتقاد، به جای اینکه شنیده شود، به محرومیت از ادامه‌ی فعالیت منجر بشود. آیا می‌بایست گفتن حقیقت ، به آسانی قربانی مصلحت‌ اندیشی‌های موقت بشود؟ آیا رسالت معلم، مدیر و ناظم تنها درآموزش درس و کتاب، خلاصه می‌شود؟! یا باید روشن‌گرمسیرعدالت و اخلاق نیز باشد؟
جُنگ شادی، اگر بمنظور آگاهی و شادی و فرح بخشی باشد، می‌تواند مفید و کارساز باشد ؛ اما اگر خالی از آگاهی و بینش و ثمر بخشی باشد، جز هیاهویی پوچ و هیجانی چه نتیجه ای خواهد داشت؟ انتقاد به این موضوع نه از روی کینه و دشمنی است.بلکه از دغدغه مندی و عشق به رسالت تعلیم و تربیت است و اگر در مدرسه ی به روی کسی که از روی روشنگری حرفی زده است، بسته شود. این پرسش در اذهان متبادر نمی شود : آیا این ، همان مدرسه‌ای است که باید بذر آگاهی و دانش و تعلیم و تربیت را در دل نسل‌ها ی آینده بکارد؟

#چالش_احیای_وبلاگ‌ها 

#روز_یازدهم

#بنویس_بخوان_دیده_شو 

#به_قلم_خودم 

✍سمیه حسینخانی 

نگاه مادرانه

29 شهریور 1405 توسط سمیه حسینخانی

خانه ی ما ته یک کوچه ی بن بست ساکت و آرام بود، بیکار که می شدم یا وقتی حوصله‌ی کاری را نداشتم ، پشت پنجره و روی طاقچه جلوی آن می نشستم ، از این کار خسته شدم و می خواستم که از جلوی پنجره بلند بشوم ، در همان لحظه پیر زنی را دیدم که از پشت پنجره ، پرده توری را کنار زده بود و به خیابان نگاه می کرد. با احتیاط براندازش کردم ؛ پیراهن طوسی و روسری سفید، صورتی گندم گون داشت ، با موهای سفید و اندامی لاغر، این ها در مجموع چهره ای معمولی به او میدادکه توانسته بود توجه دختری مثل من را به خودش جلب کند . غرق در افکارم بودم که کسی با سر و صدای زیاد شروع کرد به سلام و احوالپرسی . دختر کوچک به قدری صدایش بلند بود که همه به طرف او برگشتند . فهمیدم نوه ی خانم بزرگ هست و هر روز بهمراه مادر به دیدن مادر بزرگ که تنها زندگی می کرد می آمد و با باز شدن در وارد منزل شدند . پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ ها همه ی امیدشان ، فرزندانشان و همه شوق و ذوق‌شان دیدن بچه‌ها و نوه‌ها شان است . پیرزنِ خونگرم ، مهربان و زود جوشی بود . همسایه ها را با روی باز می پذیرفت . امید در چشمانش موج می زد. همیشه یک دعا وِرد زبانش بود ؛"خدایا فرزندان مرا هر کجا هستند به سلامت دار"…
پدر و مادر به طور فطری دوستدار فرزندان خویش هستند و حکم ریشه را برای آنها دارند. به همین خاطر همه تکالیف و مشکلات فرزندان را بدون هیچ گونه احساس ناراحتی و منت گذاری انجام می دهند و زمانی که والدین به فرزندان نیاز پیدا می‌کنند فرزندان باید با احترام کامل نیاز پدر و مادر را اجابت کنند . انسانها نه تنها در آغاز زندگی نیازمند دیگران هستند ؛ بلکه برای مراحل بعدی زندگی هم به دیگران محتاج اند. ذات و فطرت آدمی به گونه ای است که حتماً باید زندگی اجتماعی داشته باشند ، معاشرت و ارتباط سازنده با دیگران ، یکی از مهم ترین نیازهای روحی و روانی انسان ها است . هر کسی به عنوان عضوی از خانواده انسانی در مقابل همنوعان خود مسئولیت دارد و دین اسلام حدود و چارچوب کلی روابط را در این حوزه مشخص کرده است و هر کس فریاد کمک خواهی برادر مسلمان خودش را می شنود ، باید به کمک او برود . هر یک از ما عضو یک خانواده هستیم که ممکن است برادر خواهر ، خاله ، پدر بزرگ و مادر بزرگ و…داشته باشیم و همه ی اینها مسئولیت و وظایف اخلاقی را برعهده ما می‌گذارد که همگی مربوط می شود به معاشرت های دینی و خانوادگی.

#مدار_نوشتن
#به_قلم_خودم
#سوژه_هفتگی

✍سمیه حسینخانی

178821327717880876229.jpg

مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

شرف المکان بالمکین

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اخلاقی
  • امام شناسی
  • ایمان به غیب
  • بدون موضوع
  • تربیتی
  • تمدن سازی
  • جایگاه ولایت فقیه
  • خداشناسی
  • عمومی
  • مذهبی_سیاسی
  • مرقومات جنگی
  • معاد
  • معرفی کتاب
  • نظام_ولایت فقیه
  • هستی شناسی

فیدهای XML

  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس